زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد

زنی که از چشم چرانی هاي شوهرش خشمگین و خسته شده بود، در ذهن خود مدت ها نقشه انتقام از شوهرش را می‌کشید و سرانجام موقعی که شوهرش خواب بود، او را از مردانگی انداخت و عقیم کرد! زن 36 ساله اي قزاقستان بدلیل حسادت و تعصب زیاد نسبت به دوست پسرش، او را از مردانگی انداخت.

 

زانا نورزانوا 36 ساله وقتی متوجه شد که نامزدش از چهره زیبای یک زن برای او تعریف میکنند، دست به اقدامی خوفناک زد. مرد جوان در حالیکه از چهره و ظاهر زیبای زن ناشناس و خواهر خود صحبت می‌کرد ، متوجه نبود که زانا در حال نقشه کشیدن برای او است. شب شده بود که زانا با قرص هاي خواب آور او را بیهوش کرد سپس با چاقو او را ناقص کرد.

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

وقتی که زن جوان خون ریزی‌اش را دید و خیالش آسان شد با اتومبیل، مرد بیچاره رابه بیمارستان رساند و کارکنان آن جا وقتی موضوع را متوجه شدند با پلیس تماس گرفتند و او را تحویل دادند. پزشکان سعی کردند قسمت بریده شده بدن مرد بیچاره را پیوند بزنند اما جراحت به حدی زیاد بوده که امکانپذیر نشده است.

 

زن جوان در حالیکه به 6 سال زندان محکوم شده بود در اعترافاتش به پلیس گفته که از این‌که چنین انتقامی گرفته است، نادم و پشیمان نیست، بلکه با آسودگی خاطر که دوست پسرش عقیم شده و قادر نیست با زن دیگری رابطه داشته باشد ، می‌تواند در زندان آسان زندگی کند.

 


 

و 2 ماه اذيت زن شوهردار در اسارتگاه شرور محله

یک شرور با ربودن زن جوانی او را 2 ماه در اسارتگاهش مورد تجاوز قرار داد. رسیدگی به این پرونده به دنبال شکایت یک زن جوان در دستور کار پلیس قرار گرفت. این زن گفت که دو ماه قبل از سوی یک مرد متجاوز ربوده شده ودر این مدت در دخمه شیطانی وی در اسارت بوده است. زن جوان در تشریح جزییات ماجرا گفت: ابراهیم 40 ساله را از مدتها قبل می شناختم. او چندین بار برایم مزاحمت ایجاد کرده بود تا این‌که به بهانه صحبت کردن مرا سوار پرایدش کرد.

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

وی افزود: او ناگهان درهای اتومبیل را قفل کرد و مرا به خانه اش در حاشیه شهر برد. او مدت دوماه مرا در دخمه اش زندانی کرد و اذيت داد. او بی توجه به التماس هایم مرا شکنجه می‌کرد تا این‌که بعد از دو ماه مرا رها کرد و از من قول گرفت که حرفی به پلیس نزنم ولی من به محض آزادی از اسارتگاه این مرد از او شکایت کردم. به دنبال اظهارات تکان دهنده این زن پلیس به ردیابی ابراهیم پرداخت و او را بازداشت کرد.

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

این مرد به محض روبه رو شدن با زن جوان گفت: قبول دارم او را ربودم و به خانه ام بردم اما من به او علاقه مند بودم و قصد داشتم با او ازدواج کنم اما بعد از این‌که فهمیدم او شوهر و فرزند دارد او را رها کردم. من این زن را اذيت ندادم و فقط یک هفته در خانه ام از او پذیرایی کردم. با تکمیل تحقیقات و نظریه دکتری قانونی برای ابراهیم کیفرخواست صادر شد و پرونده به دادگاه کیفری استان محل جرم فرستاده شد.

 


 

اما در خانه دوستم پیشنهاد کثیفی به من شد – باید با خاله اش ازدواج می‌کردم

19سال دارد و به اتهام سرقت دستگیرشده است. بابک گفت: زندگی ما می‌تواند آینه عبرتی باشد برای همه ی کسانی که نمیدانند چگونه زندگی کنند و ازمسیرخوشبختی منحرف می‌شوند.

 

پدرم دنبال رفیق بازی و عیاشی رفت و خودش را بدبخت و سرنوشت من ، مادرم و خواهرم را نیز تباه کرد. پسر جوان در حالی‌که سرش را پایین انداخته بود آهی کشید و اظهار داشت: تمام زندگی ام همین بود که گفتم. دوست دارید بیشتر بدانید؟

 

اگر حوصله تان سر نمیرود برای تان تعریف می‌کنم. رفیق بازی هاي پدرم باعث شد او به دام مواد مخدر بیفتد. مادرم خیلی نگران بودو جوش می زد . حتی برای گلایه به خانه مادربزرگم رفت. اما مادربزرگ و عمه هایم می‌گفتند چرا این قدر به شوهرت گیرمی دهی و مته روی خشخاش می‌گذاری. او جوان است و اگر با چند دوست دوران مجردی اش هم رابطه نداشته باشد باید بیفتد و بمیرد.

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

مادر بزرگم که زنی مغرور و یک دنده است می‌گفت چون زندگی مان از نظر مالی تامین است پس مشکل خاصی وجود ندارد و باید قدردان زحمات پدرم باشیم. بابک آهی کشید و افزود: پدرم با آتش اعتیاد خود زندگی مان را سوزاند و سرنوشت خودش و ما را تباه کرد. نخستین آثار شوم اعتیاد این بود که از محل کارش اخراج شد. دیگر دنبال کار نرفت و هرروز میگفت دوستانش به او قول داده اند دریک شرکت درست و حسابی کار خوب و آبرومندانه اي برایش جفت و جور کنند.

 

به ناچا ترک تحصیل کردم وسر کار می رفتم تا کمک خرج خانه باشم.مادرم هم بعنوان فروشنده دریک مغازه مشغول کار شد. ما به سختی چرخ زندگی مان را می چرخاندیم . تازه داشتیم روی ریل می افتادیم که اینبار من از خط بیرون زدم. دو دوست ناباب در مسیر راه زندگی ام قرار گرفتند و سرنوشتم رابه لجن کشیدند. بابک همان‌ گونه نگاهش رابه زمین دوخته بود. سرش را بالا آورد و گفت: ادامه بدهم؟.

 

از این جا به بعد ،این من هستم که با پای خودم به لجنزار فرو رفتم. شاید احساس کمبود شدید محبت، ناامیدی به آینده و نداشتم سرپرست درست و حسابی که بنشیند و با من لحظه اي صحبت کند باعث شد به دام رفقای بی سر و پایی بیفتم که مرا به مواد مخدر آلوده کردند. آنها می‌گفتند این مواد زهرماری جدید اعتیادآور نیست و فقط تو را بی‌حال و بی خیال میکند. اصلا به فکرم نمی‌رسید در کمتر از چند ماه وابستگی شدیدی به مواد مخدر صنعتی پیدا کنم.

 

کارم به جایی رسید که وقتی ، نیاز به مصرف مواد پیدا می‌کردم نمی توانستم چشم هایم را باز نگه دارم و تمام بدنم لمس و بی حس می شد. بابک گفت: دیگر نمی توانستم مثل قبل کار کنم. از طرفی مادرم فهمیده بود چه بلایی سر خودم آورده ام و دنبالم می گشت تا گوشمالی ام بدهد. به خانه یکی از دوستان بی سروپایم پناهنده شدم. پدر معتادش می‌گفت درست نیست جوانی نامحرم در خانه ما بماند. من بدون اطلاع خانواده ام و به پیشنهاد دوستم با خاله 21 ساله اش ازدواج کردم.

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

همسرم نیز معتاد بودو ما گرد بساط بدبختی حلقه می زدیم و به باوری نادرست خودمان را می ساختیم. حدود پنج یا شش ماه از این ماجرا گذشت. هزینه هاي خرید مواد خیلی سنگین بود. با دوستی که عامل بدبختی هایم بود دست به سرقت می زدیم . نخستین بار خیلی می ترسیدم ،اما این ترس هم از بین رفت و دیگر برای خودم یک پا دزد حرفه اي شده بودم. شبها در کوچه پس کوچه ها دست به سرقت می زدیم.

 

بابک افزود: فکر می‌کنم اگر از مادرم دور نمی‌شدم واز ترس او به خانه دوستم نمی رفتم این قدر به فلاکت کشیده نمی‌شدم. چند ماه بعد از ازدواج شومم خبردار شدم خواهرم ازدواج کرده و پس از چهار ماه او نیز طلاق گرفته است. من خواهرم را از صمیم قلبم دوست دارم و با این خبر دیگر هیچ امید و هدفی برای آینده ام نداشتم. در آن شرایط تنها چیزی که فکر میکردم می‌تواند مرا بی خیال غم و غصه دنیا کند مواد مخدر بودو بس.

 

نگران خودم نیستم. دلم برای مادرم و خواهرم می سوزد که باید در خانه با بداخلاقی هاي پدرم بسازند و دم نزنند. بابک گفت: پدرم آدم شیک پوش و به قول مشهور اتو کشیده اي بود. همه ی از نظم و انضباط و رفتارش تعریف و تمجید می‌کردند. او خودش را بدبخت کرد و من هم پسر همان پدر هستم. در پایان فقط می‌خواهم از مادر بزرگ و عمه ام گلایه کنم که آنها بعد از این همه ی بدختی هایي که پدرم سر ما آورده ،هنوز هم مادرم را متهم می‌کنند.

 


 

دوباره رفتار بیشرمانه زن بیوه اي که به خانه احمد می رفت مرا از خود بی خود کرد

 

مرد 48 ساله اي که پس از 20 سال رفاقت، دوستش رابه خاطر مقداری مواد مخدر به قتل رسانده است، در اعترافات خود، زوایای تاریک دیگری از این پرونده جنایی را فاش کرد. متهم این پرونده که با گذشت 50 روز از وقوع جنایت، با تلاش کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی و صدور دستورات ویژه قضایی در چنگ قانون گرفتار شده است.

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

وقتی در تنگنای سوالات تخصصی قاضی کاظم میرزایی «قاضی ویژه قتل عمد مشهد» قرار گرفت به ناچار حقیقت ماجرا را درباره چگونگی و انگیزه درگیری منجر به قتل فاش کرد. این مرد 48 ساله درحالی که بیان می‌کرد من رفاقت 20 ساله با احمد داشتم به تشریح جزئیات دیگری از ماجرای آدم کشی خود پرداخت و گفت:

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

احمد از مدتی قبل با زنی به نام شوکت آشنا شده بودو آن زن معتاد مدام به منزل او معاشرت داشت به طوری‌كه بیشتر اوقات، شبها را نیز در منزل احمد می‌گذارند. بهمین خاطر من هم با آن زن آشنا شدم چرا که ما همواره برای مصرف مواد مخدر به منزل احمد می رفتیم ودر واقع هر بار که کسی خمار بود، ما از مواد مصرفی خودمان به یک دیگر تعارف میکردیم.

 

اما دراین میان حضور «شوکت» در منزل احمد و دخالت هاي او بین دو دوست قدیمی، موجب شد تا کینه عمیقی از او به دل بگیرم. ماجرا هم ازآن جا شروع شد که روزی من درحالی که بیش از اندازه مصرف، مواد مخدر داشتم به منزل احمد رفتم تا کراک بکشم ولی احمد خواب بود، به شوکت گفتم او را بیدار کند تا با یک دیگر مواد مصرف کنیم! ولی شوکت که چشمش به مواد افتاده بود، از من خواست مواد رابه احمد نشان ندهم تا خودش کنار من مواد را مصرف کند!

 

من که از اینکار او ناراحت شده بودم، احمد را از خواب بیدار کردم و درحالی که مواد رابه او می دادم، ماجرای شوکت را نیز برایش بازگو کردم! بهمین خاطر کینه اي بین من وشوکت شکل گرفت و او مترصد بود تا انتقام اینکار را از من بگیرد.

 

حسن مشهور به «شیشه بر» در ادامه اعترافاتش به قاضی میرزایی گفت: مدتی بعد از این ماجرا و درست در روز حادثه «قتل» من پولی برای خرید مواد نداشتم، از سوی دیگر هم خیلی خمار بودم و حال خودم را نمی فهمیدم.

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

بهمین خاطر به سوی خانه احمد در بولوار عمار یاسر حرکت کردم تا بلکه بتوانم در آن پاتوق مقداری مواد برای مصرف گیر بیاورم. آن روز احمد با چاقوی دست ساز کوچکش در حال تمیزکردن لای دندانش بودو شوکت هم استراحت می‌کرد. به احمد گفتم خمارم ومواد ندارم پس از او خواستم مقداری از مواد مخدرش رابه من بدهد اما در همین لحظه «شوکت» که منتظر چنین روزی بود، چشمانش را باز کرد و گفت:

 

دروغ می‌گوید، نباید به او مواد بدهی! او دوستم را تحریک کرد و احمد هم که فقط به حرف شوکت گوش می داد، از دادن مواد مخدر به من پشیمان شد! از سوی دیگر من هم به شدت خمار بودم و نمی توانستم حتی برای چند دقیقه دیگر تحمل کنم! اینگونه بود که تصمیم گرفتم مواد مخدر رابا توسل به زور از احمد بگیرم و بهمین دلیل هم با یک دیگر درگیر شدیم. احمد دراین درگیری لگدی به شکم من زد.

 

و من هم او را هل دادم ولی در اثنای این درگیری ناگهان چاقویی که دست احمد بود به سینه اش فرو رفت. شوکت هم وقتی این صحنه را دید درحالی که هیچ شیئی در دست نداشت بطرف من حمله کرد و موهایم را کشید. من که خودم را از چنگ او رها کرده بودم، به خانه «هادی» «یکیدیگر از دوستانم» رفتم تا در آن جا مواد مصرف کنم که در همین حال، شوکت هم به آن جا آمد.

زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ

متهم این پرونده جنایی ادامه داد: من که فرصت را برای انتقام از شوکت مناسب میدیدم، وقتی فهمیدم که احمد بر اثر ضربه چاقو به قتل رسیده است، به در خانه مادرش رفتم و چنین وانمود کردم که شوکت بعد از رفتن من از منزل، احمد رابه قتل رسانده و متواری شده است. انها هم با توجه به نزاعی که قبلا بین احمد و پسر شوکت به وجود آمده بود، به اسانی موضوع را پذیرفتند.

 

چرا که شاهدان نیز شوکت را زمانی دیده بودند که بعد از من از منزل احمد خارج شده بود اما نمی‌دانم چگونه کارآگاهان مرا دستگیر کردند. در پی اعترافات جدید «حسن» درباره چگونگی وقوع قتل، قاضی میرزایی دستور بازداشت موقت او را صادر کرد تا این پرونده دیگر مراحل قضایی خودرا طی کند. شایان ذکر است، اردیبهشت گذشته، مرد 42 ساله مشهور به احمد در ساختمان دو طبقه اي که محل معاشرت معتادان بود، به قتل رسید.

 

بررسی هاي قاضی میرزایی و اظهارات شاهدان نشان می داد که زن و مرد میان سالی بعد از وقوع قتل از منزل مسکونی مقتول گریخته اند. درحالی که همه ی شواهد نشان می داد زنی به نام شوکت مرد 42 ساله رابه قتل رسانده است، قاضی ویژه قتل عمد با چیدن تکه هاي پازل این جنایت درکنار یک دیگر، به این نتیجه رسید که «مرد شیشه بر» نقش اصلی را دراین ماجرا دارد بنابر این از کارآگاهان خواست برای دستگیری حسن مشهور به شیشه بر اقدام کنند.

 

نوشته زن جوان شوهر چشم چرانش را به شکل فجیعی عقیم کرد +خبرهای داغ اولین بار در سایت تفریحی و سرگرمی پارس ناز. پدیدار شد.

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی 

دو جوان که در مشهد با پوشش راننده تاکسی اقدام به تجاوز به مسافرین شان می کردند دستگیر شدند و به رغم تلاش هاي وکلای تسخیری شان سرانجام به اعدام محکوم شدند و سرانجام این متجاوزان به عنف در مشهد به دار مجازات آویخته شدند.این اعدام در ملا عام اجرا شد.

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز

اعضای این باند پنج نفره خردادماه سال گذشته با یک دستگاه خودروی پراید هاچ بک که علائم تاکسی تلفنی بر روی آن بود، پس از سوارکردن زنان و دختران تنها در خیابان‌هاي مشهد این افراد رابه خارج از شهر برده و پس از اذیت و اذيت دسته جمعی و همچنین سرقت لوازم با ارزش‌شان، این افراد را نیمه شب در خیابان‌هاي مشهد رها میکردند. این مراسم در انتهای خیابان کوشش 32، بزرگمهر 20، پارکینگ کوی پلیس مشهد برگزار شد.

 

مراسم اعدام دو متجاوز در مشهد در ملا عام

مرد جوانی به جرم تعرض به یک دختر در دادگاه به اعدام محکوم شد اما هنگامیکه برای اجرای حکم در برابر چوبه دار قرار گرفته بود وکیل مدافع این محکوم 29ساله توانست سندی از رایانه دختر به‌دست بیاورد و متهم را از اعدام نجات دهد. این دختر جوان اردیبهشت سال 1394 شکایت کرده بود که مرد 29ساله‌ اي به نام غلام وی را ربوده ودر خلوتگاهش واقع در ماهدشت کرج به وی تعرض کرده است.

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز

در پی این شکایت متهم جوان دستگیر شد در حالیکه گزارش دکتری قانونی هم نشان می‌داد متهم با دختر جوان رابطه داشته است براین اساس غلام به اتهام تجاوز به عنف در شعبه یکم دادگاه کیفری استان البرز محاکمه شد و قضات دادگاه وی را به اعدام محکوم کردند.

 

این حکم مورد تأیید قضات دیوان‌عالی کشور قرار گرفت ودر حالی‌که جوان محکوم قرار بود هفته گذشته در ندامتگاه کرج اعدام شود اما سرنوشت وی با تلاش وکیل تسخیری‌اش طور دیگری رقم خورد.

 

غلام را یک شبانه روز قبل از اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل کرده بودند اما وکیلش با جمع‌آوری اطلاعاتی از سیستم رایانه دختر جوان توانست به قضات اجرای احکام ثابت کند جوان محکوم به مرگ مرتکب تعرض به زور نشده است. به سرعت پرونده برای رسیدگی دوباره به دادگاه کیفری یک استان البرز به ریاست قاضی رنجبر ارجاع شد و نمایش فیلمی که از رایانه دختر به‌ دست آمده بود نشان داد.

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز

این دختر با رضایت کامل خود تن به ارتباط داده است و به این ترتیب غلام از اعدام نجات یافت. وی گفت زندگی دوباره‌ام را مدیون وکیلم هستم ودر این چند روز که برای اعدام با خودم خلوت کرده بودم فرصتی بود که توبه کنم و حالا بدون هیچ تردیدی دریافته‌ام که خداوند توبه مرا پذیرفته است من کارگر ساختمان هستم و تقریبا ده سالی است که از افغانستان به ایران آمده‌ام و نمیدانستم با یک هوس شیطانی چه بلایی سرم می آید.

 


 

و قاتلان سلاله پنج ساله و امیرحسین ده ساله به اعدام محکوم شدند

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز

قاتلان دو کودک که در جنایت‌هاي جداگانه دو کودک رابه قتل رسانده بودند، با احکام دادگاه به مرگ محکوم شدند . قرار است یکی از این قاتلان دو کودک که در مشهد دست به جنایت زده، در ملأ‌عام به دار آویخته شود.

 

قاتلان دو کودک

یکی از محکومان مردی است که دختری پنج‌ساله رابه کام مرگ کشاند. این پرونده از روز ششم اردیبهشت به جریان افتاد. ساعت ۱۱:۳۰ آن روز والدین کودک پنج ساله که سلاله نام داشت، متوجه شدند از این دختر خبری نیست. دختربچه برای بازی به کوچه رفته و ناپدید شده بود. والدین او که ساکن روستای‌ گری شهرستان آق‌قلا هستند، به جستجو در روستا پرداختند اما اثری از او به دست نیاوردند.

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز

بهمین دلیل از متولی مسجد روستا خواستند چند بار خبر مفقودشدن سلاله را اعلام کند تا شاید کسی وی را ببیند و به انها کمک کند، ولی اینکار هم فایده‌اي نداشت. در نهایت خانواده سلاله بعد از دو ساعت تلاش بی‌حاصل در حالی‌که تقریبا مطمئن شده بودند اتفاق ناخوشایندی رخ داده است، به کلانتری رفتند و اعلام شکایت کردند.

 

انها در پاسخ به این سؤال که به چه کسی مظنون هستند، نام مردی را آوردند که به مواد مخدر اعتیاد داشت و سابقه کیفری نیز در پرونده او ثبت شده بود. به‌ این‌ ترتیب مظنون بازداشت شد . او ابتدا گفت از سرنوشت سلاله خبر ندارد، اما در نهایت به قتل این کودک اعتراف کرد و گفت پيکر وی را در انبار خانه یکی از اهالی روستا که در منزل حضور ندارد، پنهان کرده است. وقتی مأموران به محل موردنظر رفتند جنازه کودک را پیدا و به دکتری قانونی منتقل کردند.

 

ابتدا این شائبه وجود داشت که مرد معتاد دختربچه رابه قصد اذيت جنسی ربوده باشد، اما متخصصان اعلام کردند به این بچه تجاوز نشده و قاتل وی را خفه کرده است. متهم در بازجویی‌هاي تکمیلی گفت: صبح آن روز به خانه یکی از اقوام سلاله رفتم تا از او درخواستی داشته باشم، اما آن فرد به من جواب رد داد. خیلی ناراحت شدم و از او کینه به دل گرفتم. در حال بازگشت سلاله را دیدم و برای این که از این فرد انتقام بگیرم کودک را ربودم و به انباری بردم.

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز

وی را در آنجا خفه کردم. قصد داشتم جسدش را در زمین‌هاي کشاورزی اطراف روستا دفن کنم تا ردی از این قتل باقی نماند، اما همان زمان چند بار اسم سلاله را از مسجد روستا تکرار کردند و من که ترسیده بودم پيکر را همان‌جا رها و فرار کردم. متهم بعد از تکمیل تحقیقات مقدماتی در دادگاه کیفری استان گلستان محاکمه شد. هادی هاشمیان، رئیس کل دادگستری گلستان، درباره این پرونده گفت:

 

پرونده قتل «سلاله»، دختربچه اهل شهرستان آق‌قلا، در دستگاه قضائی استان تشکیل و با دستور صادرشده به‌فوریت بررسی شد. وی در خصوص پرونده قاتلان دو کودک ادامه داد: پس از بررسی دوماهه پرونده حکم این پرونده صادر و قاتل از نظر قتل کودک به قصاص و از نظر آدم‌ربایی به ۱۵ سال حبس محکوم شد. رئیس‌کل دادگستری گلستان خاطرنشان کرد: درصورت عدم اعتراض، حکم صادرشده به اجرای احکام ارجاع میشود.

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز

ودر صورت ارائه اعتراض، بررسی‌ اعتراض انجام و رأی نهایی صادرشده اجرا میشود. دومین مرد اعدامی فردی است که پسری ۱۰ساله را در مشهد ربود و سپس با ضربات سنگ و چاقو به قتل رساند.

 

محکومیت قاتل امیر حسین به اعدام

این پرونده نیز اول اردیبهشت و پس ازآن تشکیل شد که خانواده امیرحسین به پلیس آگاهی مشهد رفتند و خبر دادند فرزندشان ربوده شده است. مادر امیرحسین توضیح داد: صبح پسرم به قصد رفتن به مدرسه از خانه خارج شد، اما یادش افتاد سرویس دنبالش نمی آید بهمین دلیل زنگ در را زد و از من خواست برایش آژانس بگیرم من هم اینکار را کردم. دقایقی بعد پرایدی سفیدرنگ جلوی پای امیرحسین توقف و وی را سوار کرد

 

اما من به این که آژانس آن‌قدر زود رسیده بود، شک کردم و وقتی به دفتر آژانس زنگ زدم، گفتند اتومبیل‌شان پراید نیست همان موقع بود که فهمیدم اتفاق بدی برای بچه‌ام افتاده است». درحالی‌که تحقیقات تازه آغاز شده بود پيکر پسربچه‌اي خارج از شهر پیدا و معلوم شد جنازه متعلق به امیرحسین است. بهمین دلیل راننده ناشناس تحت تعقیب قرار گرفت ودر بررسی‌هاي اولیه دو نکته کشف شد

 

نخست آنکه پراید موردنظر دو آنتن داشت و دیگر این که روی آن شکل مارمولک نقاشی شده بود. کارآگاهان در نهایت توانستند متهم را شناسایی و وی را دستگیر کنند. این مرد در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد. او گفت: وقتی پسرک را تنها در خیابان دیدم برای اذيت جنسی او وسوسه شدم و سریع به‌سمتش رفتم. او از من پرسید آیا راننده آژانس هستم من هم جواب مثبت دادم به‌این‌ترتیب وی را ربودم و قصد داشتم به وی تعرض کنم.

 

اما پسربچه مقاومت کرد بهمین دلیل وی را با سنگ و چاقو کشتم. این متهم بعد از پایان تحقیقات ابتدایی در دادگاه کیفری استان خراسان‌رضوی محاکمه ودر نهایت به جرم قتل به قصاص در ملأ‌عام و به جرم آدم‌ربایی به زندان محکوم شد. این حکم بعد از تأیید در دیوان عالی کشور به اجرا درمی‌آید.

 


 

و اما جوان اعدامی در اندیمشک بعد از انداختن طناب دار دور گلویش زنده ماند

پسر ۲۵ ساله اي که در اندیمشک مرتکب قتل شده بود با با پیگیری مستمر و تلاش‌هاي فراوان مسئولان و نیکوکاران ، در حالی‌که طناب دار دور گردنش بود توانست رضایت بگیرد و از مرگ نجات پیدا کند. در ادامه ماجرای نجات جوان اعدامی در اندیمشک را بخوانید.

 

نجات جوان اعدامی در اندیمشک

عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز

جوان ۲۵ ساله اندیمشکی محکوم به قصاص نفس با تلاش و کوشش فراوان مسئول امور اداری و اعضاء شورای حل اختلاف اندیمشک از چوبه دار نجات یافت.

 

نجات پسر جوان از چوبه دار

ماجرا از این قرار بود، سال 91 جوانی در درگیری خانوادگی دایی خود رابه قتل رساند و با معرفی خود به کلانتری، پرونده‌اي با موضوع قتل عمد تشکیل ودر دادگاه ثبت و منجر به صدور حکم قصاص وی شد.

 

قتل دایی در اندیمشک

این جوان که از کار خود پشیمان شده بود سالها و ماه‌ها در انتظار اجرای حکم اعدام خود بسر می برد که سرانجام با پیگیری مستمر و تلاش‌هاي فراوان مسئول امور اداری و اعضاء شورای حل اختلاف اندیمشک و همکاری نیکوکاران محلی و برگزاری چندین جلسه با خانواده مقتول،

 

این جوان برای اجرای حکم قصاص در پای چوبه دار حاضر شد ودر حالیکه مرگ را دریک قدمی خود احساس میکرد خوشبختانه اولیاء دم طناب دار را از گردن وی بیرون کشیده و با اینکار خداپسندانه جوان اندیمشکی را از مرگ حتمی نجات دادند.

 

نوشته عاقبت دو شیطان متجاوز به دختران مشهدی +جدیدترین خبرها و حوادث روز اولین بار در سایت تفریحی و سرگرمی پارس ناز. پدیدار شد.